تاريخ : سه شنبه 14 آذر1391 | | نویسنده : دکتر پریسا جهانلو

فیلم دارای دیالوگ یا صحنه هایی است که ممکن است برای زیر 18 سال مناسب نباشد

بهترین  فیلمی که برای شناخت روحیات و ویژگیهای اختلال شخصیت نمایشی(Histrionic-برای شناخت بهتر اختلالات شخصیت در همین وبلاگ مراجعه نمایید)می توان توصیه کرد،فیلمی است به نام "وخداوند زن را آفرید"(روژه وادیم-1956).

اگرچه در بسیاری از فیلم های سینمایی،شخصیت های هیستریونیک فراوانی وجود دارد که اغلب نیز پرداخت درستی دارند،مانند ویوین لی در بربادرفته ،آنجلینا جولی در گناه واقعی(Original sin-مایکل کریستوفر 2001) و شارون استون در غریزه اصلی(پل ورهوفن-1992)،اما  این فیلمها بیشتر بر جنبه اغواگری شخصیت هیستریونیک  تمرکز می کنند و از دو وجه اصلی تر این اختلال شخصیت که توجه  و تنوع طلبی ست،غافل می مانند.در فیلم "وخداوند زن را آفرید" سه ستون اصلی این شخصیت یعنی اغواگری،تنوع طلبی و توجه طلبی بدرستی و با دقت شایان تحسینی در کنار هم قرار گرفته اند.

این فیلم اولین دیدار من با بریژیت باردو بود،و با دیدن فیلم دریافتم که چرا یک نسل و حتی دو نسل از مردمان به این زن چشم دوخته اند،زنان با حسادتی پنهان  ومردان با تمنا و شیفتگی آشکار و در عین حال هردوگروه با تحسین  او را روی پرده سینما تعقیب کرده اند.

 فیلم داستان ژولیت دختر جوان یتیمی در یک شهر ساحلی در فرانسه است که  وجود و رفتارش مایه نگرانی تمام زنان همسر دار شهر است!او  پس از سرخورده شدن از مردی که او را به چشم بازیچه ای می نگرد،و در یک فوران خشم و عواطف سطحی با برادر این مرد که جوانی بسیار معصوم و چشم و گوش بسته و ساده(یعنی شخصیت اجتنابی با مایه های قوی وابسته )است ازدواج می کند.در ابتدا همه چیز عالی است  ولی بتدریج ژولیت دچار ملال و بی حوصلگی می شود،دست به کارهای خارج از قاعده می زند،تلاش می کند با مردان دیگری وارد رابطه شود و هیجان و تنوعی بیشتری برای خود فراهم نماید.....

نیاز اصلی شخصیت های نمایشی توجه و تنوع است.آنان می خواهند دائما در مرکز توجه افراد دورو بر خود  بخصوص مردان باشند.اگر این توجه کم شود،شخصیت هیستریونیک بی گمان بدنبال توجه مناسب در جای دیگری برخواهد آمد.مصیبت اینجاست که حتی در صورت دریافت توجه و ستایش افراطی نیز دچار ملال و خستگی می شوند ، زیرا در اینجا تنوع وارد صحنه می شود:نیاز به مورد ستایش و پرستش قرار گرفتن از طرف چندین مرد.

شخصیت های هیستریونیک حتما جنبه های قوی بردرلاین دارند.در این فیلم نیز ژولیت  هنجارهای جامعه را می شکند،رفتارش در خانواده شوهر مایه عذاب و ناراحتی آنهاست و ابایی ندارد تا هرآنچه برای سایرین محترم است را زیر پا بگذارد.

شاید شخصیت هیستریونیک را بتوان در یکی از دیالوگ های عالی فیلم خلاصه کرد،جایی که ژولیت می گوید،چیزی در درونم مرا مجبور به کارهای احمقانه می کند.زندگی این شخصیت نیز  مملو از کارهای نسنجیده  و پشیمان کننده است که با کمال تعجب بار ها  و بارها تکرار می شود.

با وجود اینکه هیستریونیک ها معمولا بسیار زیبا هستند و زیبایی نفس گیر آنها باعث دلباختگی شدید مردان می شود،با اینحال اینگونه شخصیت ها  برای ازدواج اصلا مناسب نیستند و حتما در زندگی یک خانم هیستریونیک حداقل یک طلاق اتفاق می افتد.

آنتوان چخوف در داستان کوتاه "زن ددری"یک شخصیت هیستریونیک کلاسیک را تعریف کرده که می تواند بعنوان متن آموزشی در کلاس های روانپزشکی و روانشناسی استفاده شود.

تماشای این فیلم را به مردان جوان توصیه می کنم.